در دنیای پرشتاب پلتفرمهای دیجیتال، سیاستهای تعدیل محتوا، میدان نبردی هستند که در آن آزادی بیان، امنیت کاربر و منافع تجاری با هم برخورد میکنند. یوتیوب، غول ویدیوی آنلاین، اخیراً در مرکز بحثها قرار گرفته است، زیرا گزارشهایی حاکی از تغییر قابل توجه اما خاموش در رویکرد آن به این تعادل ظریف است. طبق گزارش اولیه *نیویورک تایمز*، یوتیوب دستورالعملهای داخلی خود را تعدیل کرده و به ناظران خود دستور داده است که محتوای خاصی را که اگرچه به طور بالقوه با قوانین پلتفرم همسو یا حتی ناقض آن است، اما به عنوان "منافع عمومی" تلقی میشود، حذف نکنند. این تعدیل که طبق گزارشها از دسامبر گذشته به اجرا درآمده است، سوالات جدی در مورد آینده تعدیل آنلاین و پیامدهای احتمالی اولویت دادن به انتشار محتوا بر حفظ آسیب مطرح میکند.
چرخش داخلی و توجیه «منافع عمومی»
خبر تعدیل سیاستهای یوتیوب از طریق یک اعلامیه عمومی منتشر نشد، بلکه از طریق گزارشهای رسانهای مبتنی بر منابع داخلی به بیرون درز کرد. این ماهیت محتاطانه تغییر، به خودی خود قابل توجه است. این نشان میدهد که این پلتفرم ممکن است از جنجالی که چنین تصمیمی میتواند ایجاد کند، آگاه باشد. ماهیت این تعدیل در دستور دادن به بازبینها برای سنجش «ارزش آزادی بیان» محتوا در برابر «خطر آسیب» بالقوه آن نهفته است. اگر مورد اول به عنوان مورد غالب تلقی شود، محتوا میتواند آنلاین باقی بماند، حتی اگر قبلاً حذف شده باشد.
به نظر میرسد توجیه پشت این رویکرد، ریشه در مفهوم به ظاهر شریف «منافع عمومی» دارد. در تئوری، این امر میتواند از مستندهایی که به موضوعات حساس، گفتمان سیاسی بحثبرانگیز یا گزارشهای تحقیقی که حقایق ناخوشایند را آشکار میکنند، محافظت کند. با این حال، نمونههایی که به عنوان ذینفعان بالقوه این کاهش محدودیتها ذکر شدهاند، مانند اطلاعات نادرست پزشکی و نفرتپراکنی، دقیقاً حوزههایی هستند که بیشترین نگرانی را برای متخصصان بهداشت عمومی، حقوق بشر و امنیت آنلاین ایجاد میکنند. اطلاعات نادرست پزشکی، همانطور که به طرز غمانگیزی در طول همهگیری دیدهایم، میتواند عواقب مرگباری در دنیای واقعی داشته باشد. در همین حال، نفرتپراکنی صرفاً توهینآمیز نیست؛ بلکه اغلب زمینهساز تبعیض، آزار و اذیت و در نهایت خشونت میشود.
سوال بزرگی که مطرح میشود این است: چه کسی «منافع عمومی» را تعریف میکند و چگونه «ارزش آزادی بیان» به طور عینی در برابر «خطر آسیب» سنجیده میشود؟ این کار فوقالعاده پیچیده و ذهنی است. تکیه بر تفسیر هر یک از داوران، حتی با پیروی از دستورالعملهای داخلی، راه را برای ناهماهنگی و تعصب بالقوه باز میکند. علاوه بر این، سرعت انتشار محتوا در پلتفرمهای عظیمی مانند یوتیوب به این معنی است که حتی یک دوره کوتاه آنلاین بودن میتواند برای ایجاد آسیب قابل توجه قبل از تصمیمگیری نهایی کافی باشد.
تعادل ظریف: پاندول که خیلی دور تاب میخورد؟
سالهاست که پلتفرمهای بزرگ فناوری با چالش تعدیل محتوا در مقیاس جهانی دست و پنجه نرم میکنند. آنها هم به دلیل سختگیری بیش از حد، سانسور صداهای مشروع یا محتوای هنری، و هم به دلیل سهلانگاری بیش از حد، اجازه دادن به تکثیر اخبار جعلی، تبلیغات افراطی و آزار و اذیت، مورد انتقاد قرار گرفتهاند. در پاسخ به فشار مردم، دولت و تبلیغکنندگان، به نظر میرسد روند سالهای اخیر به سمت تعدیل دقیقتر، با سیاستهای واضحتر و اجرای سختگیرانهتر بوده است.
تصمیم یوتیوب برای آسانتر کردن رویکردش را میتوان به عنوان یک آونگ در حال نوسان در جهت مخالف تفسیر کرد. دلایل این تغییر احتمالی، موضوعی قابل حدس و گمان است. آیا این پاسخی به فشار برخی از بخشهایی است که خواستار «سانسور» کمتر آنلاین هستند؟ آیا تلاشی برای جلوگیری از گرفتاریهای قانونی یا نظارتی مربوط به حذف محتوا است؟ یا انگیزههای تجاری وجود دارد، شاید مربوط به تمایل به حفظ سازندگانی که محتوای بحثبرانگیز اما محبوب تولید میکنند؟
صرف نظر از انگیزه، سهلانگاری در سیاستهای تعدیل، پیام نگرانکنندهای را ارسال میکند، به خصوص در زمانی که اطلاعات نادرست و قطبی شدن در بسیاری از نقاط جهان به سطوح بحرانی رسیده است. یوتیوب با اشاره به اینکه برخی از محتوای مضر میتواند در صورت «منافع عمومی» در فضای آنلاین باقی بماند، ناخواسته در معرض خطر تبدیل شدن به تقویتکننده روایتهای مضر تحت پوشش دامن زدن به بحثها قرار میگیرد. این امر نه تنها بر کیفیت اطلاعات موجود در پلتفرم تأثیر میگذارد، بلکه میتواند اعتماد کاربران و تبلیغکنندگان را نیز از بین ببرد.
پیامدهای عملی و پیامدهای بالقوه
پیامدهای عملی این تغییر بسیار گسترده است. برای ناظران محتوا، وظیفه دشوار فعلی حتی مبهمتر و استرسزاتر میشود. آنها اکنون باید به عنوان داوران بداهه «منافع عمومی» عمل کنند، مسئولیتی که بسیار فراتر از اعمال ساده قوانین از پیش تعریف شده است. این امر میتواند منجر به اجرای ناهماهنگ سیاستها و افزایش ناامیدی در بین کارکنان ناظر شود.
برای تولیدکنندگان محتوا، چشمانداز نیز در حال تغییر است. برخی ممکن است جسارت پیدا کنند و مطالبی را منتشر کنند که قبلاً آنها را خطرناک میدانستند و محدودیتهای آنچه را که تحت دستورالعمل جدید «منافع عمومی» مجاز است، بررسی کنند. با این حال، برخی دیگر ممکن است نگران افزایش احتمالی نفرتپراکنی و آزار و اذیت در این پلتفرم باشند که محیط را برای جوامع به حاشیه رانده شده یا موضوعات حساس، ناامنتر یا نامناسبتر میکند.
شاید کاربران بیشترین خطر را متحمل شوند. پلتفرمی با سیاستهای تعدیل سهلگیرانهتر میتواند آنها را در معرض اطلاعات نادرست، نظریههای توطئه، سخنان نفرتپراکن و سایر محتوای بالقوه مضر قرار دهد. در حالی که این پلتفرم ممکن است ادعا کند که بحث آزاد را تشویق میکند، واقعیت این است که همه کاربران ابزار یا دانش لازم برای تشخیص حقیقت یا نیت پشت هر ویدیویی که مشاهده میکنند را ندارند. آسیبپذیرترین افراد، مانند جوانان یا کسانی که سواد دیجیتالی کمتری دارند، میتوانند به ویژه در معرض این خطر باشند.
علاوه بر این، این اقدام یوتیوب میتواند سابقهای نگرانکننده برای سایر پلتفرمهای دیجیتال ایجاد کند. اگر یکی از بزرگترین و مشهورترین پلتفرمها قوانین خود را تسهیل کند، آیا دیگران نیز برای جلوگیری از از دست دادن بینندگان یا سازندگان محتوا از این اقدام پیروی خواهند کرد؟ این امر میتواند باعث ایجاد رقابتی به سمت پایین از نظر اعتدال شود و پیامدهای منفی برای کل اکوسیستم اطلاعات آنلاین داشته باشد.
آیندهی اعتدال در جهانی قطبیشده
بحث بر سر تعدیل محتوا، در اصل، بحثی است در مورد اینکه چه کسی روایت را در فضای دیجیتال کنترل میکند و چگونه آزادی بیان با نیاز به محافظت از جامعه در برابر آسیب واقعی متعادل میشود. تصمیم یوتیوب برای گرایش، حداقل تا حدی، به سمت آزادی بیان زیر چتر «منافع عمومی»، منعکس کننده فشارهایی است که پلتفرمها در جهانی به طور فزاینده قطبی شده با آن مواجه هستند، جهانی که در آن هرگونه تلاشی برای کنترل به سرعت توسط برخی به عنوان سانسور برچسب گذاری میشود.
با این حال، بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم که آزادی بیان حتی در قویترین دموکراسیها نیز مطلق نیست. همیشه محدودیتهایی مانند ممنوعیت تحریک خشونت، افترا یا کلاهبرداری وجود داشته است. پلتفرمهای خصوصی، اگرچه مشمول محدودیتهای مشابه دولتها نیستند، اما به دلیل نقش غالب خود به عنوان توزیعکننده اطلاعات و تسهیلکننده ارتباطات عمومی، مسئولیت اخلاقی و اجتماعی عظیمی بر عهده دارند. اجازه دادن به رشد اطلاعات نادرست و نفرتپراکنی به نام «منافع عمومی» میتواند توجیه خطرناکی باشد که پایههای یک جامعه آگاه و محترم را تضعیف میکند.
چالش یوتیوب و سایر پلتفرمها یافتن مسیری است که از آزادی بیان مشروع محافظت کند، بدون اینکه به ابزاری برای انتشار محتوای مضر تبدیل شود. این امر مستلزم شفافیت در سیاستهای آنها، ثبات در اجرای آنها، سرمایهگذاری در تعدیل مؤثر و گفتگوی مداوم با کارشناسان، کاربران و جامعه مدنی است. سهلانگاری در سیاستهای تعدیل، به ویژه در حوزههای حساسی مانند سلامت و نفرتپراکنی، گامی در جهت اشتباه به نظر میرسد، گامی که میتواند پیامدهای قابل توجهی برای سلامت گفتمان عمومی آنلاین داشته باشد.
در پایان، تصمیم گزارششدهی یوتیوب برای کاهش سیاستهای تعدیل خود، اگرچه در داخل با «منافع عمومی» توجیه میشود، اما نشاندهندهی تغییر قابل توجهی در مبارزه با اطلاعات نادرست و نفرتپراکنی آنلاین است. این امر دشواری ذاتی ایجاد تعادل بین آزادی بیان و نیاز به یک محیط دیجیتال امن را برجسته میکند. با اجرای این تغییر، مشاهدهی چگونگی تأثیر آن بر کیفیت محتوای موجود در پلتفرم و اینکه آیا سایر غولهای فناوری نیز مسیر مشابهی را دنبال میکنند، بسیار مهم خواهد بود. خطرات زیاد است و پیامدهای احتمالی تعدیل کمتر سختگیرانه میتواند فراتر از صفحه نمایش باشد.