پیروزی عمودی بودن: آیا اینستاگرام مرگ تلویزیون سنتی (با حلقه‌های 4K) را رقم زده است؟

دوستان پیکسل و کاناپه! بگذارید با یک اعتراف شروع کنم: سال‌ها خودم را یک طرفدار خالص تصویر می‌دانستم. یک مدافع سرسخت افقی بودن. اگر کسی را در یک رویداد می‌دیدم که ویدیویی را به صورت عمودی ضبط می‌کند، درد و رنج زیبایی‌شناختی شدیدی را احساس می‌کردم. ما آن را «سندرم ویدیوی عمودی» می‌نامیدیم و این مظهر آماتوریسم دیجیتال بود. خب، اگر این پرچم مقاومت بود، متا به تازگی پرچم سفید - یا شاید پرچم سیاه - را بر فراز تابوت تلویزیون سنتی برافراشته است.

این خبر، هرچند کوچک به نظر می‌رسد، اما یک زلزله خاموش است: اینستاگرام یک برنامه اختصاصی برای تلویزیون‌ها راه‌اندازی کرده است و این کار را با دستگاه‌های Amazon Fire TV آغاز می‌کند. اما این برنامه‌ای برای مشاهده عکس یا پخش طولانی IGTV نیست (که بیایید صادق باشیم، هرگز واقعاً مورد توجه قرار نگرفت). این برنامه‌ای است که تمرکز اصلی آن، همانطور که حدس زدید، Reels است! ویدیوی کوتاه، اعتیادآور و عمودی که برای کف دست شما طراحی شده است، اکنون به بزرگترین صفحه نمایش خانه راه پیدا می‌کند. و این، خوانندگان عزیز، فقط یک گسترش محصول نیست؛ بلکه یک تغییر ساختاری در فرهنگ مصرف سمعی و بصری ما است.

تهاجم قاب سیاه: وقتی عمودی بودن، سینما را به چالش می‌کشد

بیایید اول در مورد مشکل فنی اصلی، یعنی مشکل اصلی صحبت کنیم: یک ویدیوی عمودی روی یک تلویزیون ۶۵ اینچی چگونه به نظر می‌رسد؟ پاسخ متا، تمرینی در عمل‌گرایی بی‌رحمانه است: جعبه حروفی ویدیوی عمودی در مرکز صفحه قرار می‌گیرد و فضای خالی - آن نوار تاریک و افسرده‌کننده در دو طرف - با اطلاعات کلیدی پر شده است: توضیحات، لایک‌ها، نظرات و جزئیات حساب کاربری. اساساً، آنها فقط ویدیو را به تلویزیون نیاورده‌اند؛ بلکه کل رابط کاربری، اکوسیستم اجتماعی که به آن جان می‌بخشد را نیز به ارمغان آورده‌اند.

این تصمیم بسیار مهم است زیرا اولویت متا را آشکار می‌کند: تجربه اجتماعی بر کیفیت بصری اولویت دارد. آنها می‌توانستند کراپ، زوم یا الزام سازندگان به تطبیق محتوای خود را اعمال کنند (همانطور که یوتیوب در ابتدا انجام داد). در عوض، آنها گفته‌اند: «ما اینگونه محتوا را در تلفن‌های خود مصرف می‌کنیم و اگر قرار است برای زمان تلویزیون شما رقابت کنیم، شما باید فرمت ما را به همین شکل مصرف کنید.» چیزی که می‌بینیم اینستاگرام در حال تطبیق با تلویزیون نیست؛ بلکه تلویزیون است که با قوانین اینستاگرام تطبیق می‌یابد.

مبل به طور سنتی مرکز تجربه «تکیه دادن و استراحت کردن» (معروف) بوده است. به عقب تکیه دهید ) ، جایی که ما نتفلیکس، HBO یا تلویزیون کابلی را روشن می‌کردیم و انتظار داشتیم با روایت‌های طولانی و خوب تولید شده به ما ارائه شود. اینستاگرام، با 4K Reels خود، فرهنگ "پیمایش فعال" را وارد می‌کند (همان چیزی که در بالا ذکر شد). فرهنگ طوماری به محیط منفعل. حالا، آن هجوم الگوریتمی دوپامین فقط با روشن کردن تلویزیون در دسترس است، آماده است تا ما را در یک حلقه بی‌پایان از کلیپ‌های ۳۰ ثانیه‌ای گیر بیندازد، از یک ترفند مسافرتی به یک رقص ویروسی و سپس به یک قطعه اخبار ورزشی، همه بدون اینکه لازم باشد انگشت خود را برای جستجوی محرک بعدی تکان دهیم.

متا به دنبال کنترل اتاق نشیمن است: خداحافظی با «نتفلیکس و آرامش»؟

جاه‌طلبی متا برای ورود به فضای تلویزیون‌های متصل (CTV) فراتر از ارائه راهی دیگر برای تماشای بچه‌گربه‌ها است. این یک حرکت استراتژیک برای تسلط بر قلمرو است. زمانی که ما صرف تماشای ویدیو می‌کنیم محدود است. اگر مردم به طور فزاینده‌ای از ویدیوهای کوتاه استفاده می‌کنند، اینستاگرام باید اطمینان حاصل کند که این مصرف صرف نظر از دستگاه، در پلتفرم آن ادامه می‌یابد. اگر تیک‌تاک از قبل در حال آزمایش رابط‌های تلویزیونی بود، اینستاگرام به سادگی نمی‌توانست از قافله عقب بماند.

اما یک نکته‌ی ظریف و جالب وجود دارد که این تلاش را از تلاش‌های شکست‌خورده‌ی قبلی (مانند IGTV که قبلاً به آن اشاره شد) متمایز می‌کند. اپلیکیشن جدید تلویزیون اینستاگرام، محتوا را در قالب «کانال» سازماندهی می‌کند. بله، کانال‌ها. گروه‌بندی‌های موضوعی مانند «موسیقی جدید»، «برجسته‌های ورزشی»، «جواهر سفر» و «لحظات پرطرفدار» وجود خواهد داشت. این فقط یک ... نیست. خوراک الگوریتمی غول‌پیکر؛ این یک نوآوری در راهنمای برنامه‌نویسی است.

با معرفی کانال‌ها، متا همزمان دو کار درخشان و وحشتناک انجام می‌دهد. اول، یک مدل مصرف آشنا برای نسل‌هایی که با تلویزیون کابلی بزرگ شده‌اند ارائه می‌دهد و پیمایش موضوعی در دریایی از محتوای زودگذر را آسان‌تر می‌کند. دوم، اینستاگرام، پلتفرم، را به عنوان یک متصدی محتوای ضروری، واسطه‌ای که تعیین می‌کند کدام روندها شایسته توجه جریان اصلی هستند، قرار می‌دهد. این امر قدرت عظیمی بر توزیع محتوا و کسب درآمد می‌دهد و این پلتفرم را از یک شبکه اجتماعی به یک توزیع‌کننده رسانه بالفعل تبدیل می‌کند.

حس تعلق به اجتماع و مرگ تنهایی دیجیتال

عنصر دیگری که اهمیت این اقدام را برجسته می‌کند، تمرکز بر مصرف مشترک است. اینستاگرام اظهار داشته است که «آنها از جامعه ما شنیده‌اند که تماشای قرقره‌ها «با هم بودن لذت بیشتری دارد.» این عبارت، یک حقیقت جامعه‌شناختی را در خود جای داده است: فناوری که اغلب ما را منزوی کرده و مجبورمان کرده در تنهایی به صفحه تلفن‌هایمان خیره شویم، اکنون به دنبال یک تأیید جمعی یا حداقل خانوادگی است.

تلویزیون، ذاتاً، یک وسیله‌ی جمعی است. وقتی وارد اتاق نشیمن می‌شویم، به دنبال خلوت نیستیم؛ بلکه به دنبال مکانی برای ملاقات هستیم. با اجازه دادن به حداکثر پنج حساب کاربری برای ورود و با سفارشی‌سازی... فیدها اینستاگرام از روی علاقه شخصی، تبدیل کردن اسکرول کردن به یک فعالیت گروهی را آسان‌تر کرده است. صحنه را تصور کنید: یک خانواده یا گروهی از دوستان می‌نشینند و مجموعه‌ای از کلیپ‌های منتخب را تماشا می‌کنند، با هم می‌خندند یا همزمان نظر می‌دهند (احتمالاً از تلفن‌هایشان به عنوان دستگاه دوم استفاده می‌کنند، طنزی که ما از آن بی‌خبر نیستیم).

این تله‌ی زیرکانه‌ی این پلتفرم است: محتوای زودگذر را که برای توجه گذرا طراحی شده، به یک چسب اجتماعی تبدیل می‌کند. دیگر فقط این نیست که «به این چیزی که توی گوشیم پیدا کردم نگاه کن»؛ حالا این یک تجربه‌ی مشترک است، پس‌زمینه‌ای دائمی از سرگرمی‌های کوچک که با سکوت و البته با فیلم‌هایی که یک ساعت و نیم توجه بی‌وقفه را می‌طلبند، رقابت می‌کند.

علاوه بر این، این ادغام می‌تواند برای تولیدکنندگان محتوا یک مزیت باشد. دسترسی به صفحه نمایش بزرگ به معنای اعتبارسنجی است، اثبات این که کار آنها، هر چقدر هم کوتاه و عمودی، همان وزن رسانه‌ای یک محصول هالیوودی را دارد. کسب درآمد در CTV به طور سنتی سودآورتر است و اگر اینستاگرام موفق شود تبلیغ‌کنندگان مشهور را به کانال‌های موضوعی خود جذب کند، اکوسیستم تولیدکنندگان محتوا می‌تواند رونق قابل توجهی را تجربه کند و ویدیوهای کوتاه را از یک سرگرمی به یک حرفه حرفه‌ای با دسترسی گسترده در خانه ارتقا دهد.

عادی‌سازی فرهنگی و آینده‌ی مراقبت‌های ما

آنچه شاهد آن هستیم، تسلیم نهایی در برابر فرمت عمودی است. در طول دهه گذشته، پرده‌های سینما و تلویزیون سعی کرده‌اند اقتدار افقی خود، یعنی میراث سینمایی خود را حفظ کنند. اما نسلی که با تیک‌تاک و ریلز بزرگ شده است، فرمت عمودی را مانند نفس کشیدن طبیعی می‌داند. متا به سادگی در هر کجا که باشد به مخاطبان خود خدمت می‌کند، حتی اگر این به معنای یک سازش بصری باشد که باعث می‌شود چشمان طرفداران اصول‌گرایی پر از خون شود.

راه‌اندازی این برنامه در تلویزیون‌ها فقط یک افزونه به کاتالوگ ما نیست. پخش جریانی این بنای یادبود پیروزی اقتصاد توجه است. با مهاجرت تجربه اعتیادآورِ اسکرول اینستاگرام از روی مبل‌های راحتی‌مان، تضمین می‌کند که حتی در اوقات فراغت «منفعل» ما، ذهن ما در حالت جستجوی مداوم برای دوز بعدی رضایت فوری باقی بماند. تسلط محتوای کوتاه، سریع و بی‌نقص از نظر الگوریتمی، ما را صرف نظر از اندازه صفحه نمایش، به آن می‌چسباند.

تلویزیون دیگر پنجره‌ای به دنیای روایت نیست؛ بلکه پنجره‌ی بزرگ‌نمایی‌شده‌ی تلفن ماست، دروازه‌ای غول‌پیکر به سوی... خوراک در سطح جهانی، تلویزیون آنطور که ما می‌شناختیم ممکن است از بین نرود، اما مطمئناً در حال تبدیل شدن به چیزی کاملاً متفاوت است. ما از انتخاب اینکه چه چیزی را تماشا کنیم، به سمت خدمت‌رسانی به الگوریتمی حرکت می‌کنیم که بهتر از ما می‌داند چه چیزی ما را به تماشای تلویزیون ترغیب خواهد کرد. سؤالی که باقی می‌ماند این است: در این عصر جدید محتوای عمودی، که در آن دامنه توجه با ثانیه اندازه‌گیری می‌شود، چه فضایی برای داستان‌سرایی عمیق و متفکرانه باقی می‌ماند، و آیا ما ظرفیت تأمل را فدای استبداد کلیک و کشیدن انگشت می‌کنیم؟